چگونه شناخت خود را به عمل برسانیم؟
قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۴﴾ [برخى از] باديهنشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياوردهايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كردههايتان چيزى كم نمىكند خدا آمرزنده مهربان است (۱۴) |
|
پیام ایات:اسلام اوردن زبانی است ولی ایمان اوردن قلبی است.
نکات |
1. هیچ وصف نیکویی را نمی توان سراغ گرفت که خداوند به آن متصف نباشد . |
بسیار اتفاق می افتد که فایده ی کاری را می دانیم،اما در انجام ان کوتاهی می کنیم. همچنین به زیان برخی کارها اگاهی داریم،اما از انجام ان ها دوری نمی کنیم. می دانیم که چند دقیقه ورزش در روز سالمت و شادابی می اورد یا زود خوابیدن در شب و زود برخاستن در صبح نشاط طراوت به همراه دارد، اما برخی از ما برای انها برنامه ریزینمی کنیم.
کسانی هم که قانون شکنی می کنند، بر نادرستی عمل خویش اگاهند و زیان کار خود را می دانند.اما باز هم به انجام ان اقدام می کنند.
چرا با اینکه می دانیم برخی کارها نتیجه و ثمرات خوبی دارند، اما بدان عمل نمی کنیم؟و با اینکه می دانیم نتیجه ی برخی کارها به زیان ما، خواهد بود از انجام انها خودداری نمی ورزیم؟
بنا براین شناختی که از یک کار خوب یا یک هدف بزرگ یا راه رستگاری به دست می اوریم، وقتی منجر به عمل خواهد شد، که ان شناخت به مرحله ی ایمان برسد. علم و شناخت مانند چراغی است که راه را نشان می دهد. اما داشتن این چراغ به تنهایی انگیزه ی لازم برای رفتن به ان راه را در انسان ایجاد نمی کند.ایمان برانگیزاننده و محرک انسان به سمت عمل است.
به همین جهت حضرت علی(ع) می فرماید:
الایمان و العمل اخوان توامان و رفیقان لا یفترقان
ایمان و عمل دو برادر همراه و دو دوست جدایی ناپذیرند
حقیقت ایمان
حال این سوال مهم پیش می اید که ایمان چیست و جایگاه ان کجاست؟
انسان با عقل و اندیشه ی خود فکر می کند و علم به دست می اورد. بنابراین جایگاه علم و شناخت عقل و اندیشه ی ادمی است. اما قران کریم جایگاه ایمان را قلب معرفی می کند. عقل ابزار فهمیدن است. عقل، با تفکر در ایات الهی و با استفاده از راه های معرفت بخش، می تواند خوب را از بد تشخیص دهد و به ما معرفی کند. اما این کار عقل برای انتخاب خوبی ها و رفتن به سوی انها کافی نیست. قلب هم باید به کمک بیاید.
قلب کانون وجود ادمی است. اگر به چیزی گرایش داریمیا با کسی دوستی می ورزیم، و اگر از چیزی متنفریم یا با کسی دشمنی داریم، مربوط به قلب ماست. قلب است که گاه لبریز از عشق و محبت و لطافت است و گاه اکنده از کینه و نفرت و خشونت، گاه در اطمینان و ارامش و گاه در اضطراب،گاه در یقین و گاه در شک و تردید.این قلب است که اگر به حقیقتی معتقد شود، شوق و حب نسبت به ان پیدا می کند و همت انسان را به سوی ان برمی انگیزد و در این حالت است که اطمینان و ارامشی وجود ادمی را، و حرکت به سوی عمل اغاز می شود و این با مفهوم ایمان که از امن گرفته شده و با امنیت و امان هم خانواده است، سازگار می باشد.
ایمان، همان باور و اعتقاد قلبی همراه با حب و دوستی به حق و اعتماد و اطمینان است که
شوق به سوی عمل را در انسان ایجاد می کند.
بدین ترتیب درسی بزرگ از قران کریم می اموزیم:
اگر می خواهیم به هدفی که برای زندگی خود شناخته ایم، ایمان بیاوریمو به سوی ان حرکت کنیم ،
باید قلب خود را برای پذیرش ان هدف اماده سازیم.
قلب در صورتی برای پذیرش حقیقت و راه زندگی اماده می شود که از زشتی ها دور و به زیبایی ها اراسته گردد. قران کریم این زشتی ها و زیبایی ها را به ما نشان می دهدکه در اینجا به برخی از ان ها اشاره می کنیم:
زیبایی ها
۱-بینایی قلب برای مشاهده ی حقایق و زیبایی های زندگی.
۲-بازبودن قلب بر روی انچه با تفکر به دست امده است.
۳-سلامتی قلب از بیماری ها و گناهان.
۴-توجه قلب به هدف های زیبا ی زندگی و یاد خدا.
زشتی ها
۱-داشتن حالت انکار وتکبر در مقابل حقیقت.
۲-سخت شدن قلب و نداشتن احساس در مقابل خوبی ها و زیبایی ها.
۳-بسته شدن قلب بر روی حقایق و انچه با تفکر به دست امده است.
۴-غفلت از هدف های زیبا ی زندگی و یاد خدا.
سوال های متن : 1. چگونه می توان پی برد که خداوند همه ی صفات نیکو را داراست ؟ استدلال نمائید . |
مقدمه اول : خداوند وجودی کامل و عاری از هرگونه عیب و نقص است . |
2. صفات ثبوتی خداروند را تعریف کنید . |
صفاتی که جنبه ی کمال دارند و خداوند آن ها را داراست مثل قدرت ، علم و عدالت . |
3. صفات سلبی خداوند را تعریف کنید . |
صفاتی که از نقص و نیاز ناشی می شود و خداوند از داشتن این صفات مبراست . |
|
اندیشه و تحقیق: درس هفتم ص72
الف)
1- چگونه ایمان میان شناخت و عمل پیوند ایجاد می کند ؟
برای اینکه شناخت از یک کار خوب به عمل منجر شود باید از مرحله عقل و ذهن عبور کند و به قلب برسد به گونه ای که قلب آن را باور کند قلب مرکز محبت و شوق است وقتی حقیقتی را باور کرد بدان حقیقت شوق پیدا می کند و همت انسان را به سوی آن بر می انگیزد و بدنبالش به آن عمل اقدام می کند .
2-بعد ازاین که زیان یک کار را فهمیدیم قلب ما چه نقشی در ترک آن دارد ؟ مثال بزنید .
باید این شناخت به قلب برسد بطوری که قلب زیان آن را باور کند و بدنبالش نفرت به آن کار در آن ابه آن کار در آن ایجاد شود و بدینوسیله تصمیم بر ترک آن بگیرد . به عنوان مثال شناخت زیان سیگار به تنهایی برای ترک آن کافی نیست زیرا بسیاری از افار که زیان آن را می دانند باز آنرا استعمال می کنند بلکه باید این شناخت به یک باور قلبی تبدیل شود که سیگار زیان دارد آنگاه نسبت به آن نفرت ایجاد شود و بعد عزم بر ترک در انسان ایجاد شود .
ب – استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب انسان و ایمان تفاوت های علم و ایمان را بیان کرده است براساس آن کتاب ،تفاوت های گفته شده را در مقابل یکدیگر در جدولی مانند جدول زیر بنویسید .
علم | ایمان |
توانستن عشق و امید و گرمی بخشیدن مقصد دادن جهت د ادن الهام بخشیدن که چه باید کرد انقلاب درون روان را روان آدمیت ساختن ساختن انسان زبایی روح دادن امنیت درونی
| خوب خواستن روشنایی و توانایی بخشیدن ابزار ساختن سرعت بخشیدن نمایاندن آنچه هست انقلاب بردن جهان را جهان آدمی کردن ساختن طبیعت زیبایی عقل دادن امنیت بیرونی
|
معنای ایمان واقعی از نظر قران کریم
در قرآن کریم در سوره حجرات آیات 14 و 15 می خوانیم:
عرب های بادیه نشین گفتند: ایمان آورده ایم. بگو شما ایمان نیاورده اید. ولی بگویید اسلام آورده اید، اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است و اگر از خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت کنید چیزی از پاداش کارهای شما را فروگذار نمی کند، خداوند آمرزنده و مهربان است. مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده اند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده اند و با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد کرده اند. آنها راستگویانند.
پیام این آیات این است که:
اولا حقیقت ایمان جایگاه اصلی اش دل و جان انسان است و اگر این نعمت معنوی در قلب انسان قرار نگیرد هر چند با زبان سخنانی اظهار شود که به وی ایمان بدهد انسان بهره ای از حقیقت ایمان ندارد. در نتیجه از پیامد و فوائد آن محروم است.
ثانیا بدون پیروی و اطاعت از خداوند و پیامبر، راهی برای دستیابی به حقیقت ایمان نیست؛ یعنی این گوهر گرانقدر آسمانی با پای بندی به وظیفه و فرمانبرداری از خدا و رسول در دل انسان استقرار می یابد و به انسان آرامش و قرار می بخشد.
ثالثا این که هر چه صحنه های پیروی و فرمانبرداری از خدا و رسول الله سخت تر و دشوارتر باشد حضور انسان باایمان در آن صحنه ها بیشتر و بهتر نشانگر تثبیت ایمان در قلب او است؛ همانگونه که حضور در میدان جهاد نشانه این است که انسان در پای بندی به انتخابی که کرده است صادق بوده است و همین جهاد نیز هر چه دشوارتر و شرایطش سخت تر باشد نشانه ای قوی تر بر بهره مندی انسان از ایمان به شمار می رود؛ مانند جهاد با جان و با اموال در راه خدا.
طبیعی است که آن کس که تنها اموالش را تقدیم به پیشگاه الهی می کند و جهاد با اموال دارد مرتبه ای از ایمان را داراست و آن کس که با جان خویش نیز در میدان جهاد حاضر می شود و جانفشانی می کند مرتبه ای بالاتر از گوهر قدسی ایمان را در گنجینه دلش داراست.
رابعا صداقت انسان و نشان دادن میزان پای بندی اش در عمل به آنچه پذیرفته و بدان معتقد است تنها در صحنه هایی قابل اثبات است که در آن صحنه ها حرف و سخن، کاری از پیش نمی برند و تنها به عمل خالص و ناب نیاز است.
عرصه میدان جهاد در راه خدا، از صحنه هایی است که ایمان به خدا خودش را نشان می دهد و در واقع مؤمن واقعی کسی است که خودش را نشان می دهد. این حضور شجاعانه و آگاهانه از سوی خداوند که خالق هستی و تأیید کننده ایمان مؤمنان است، مهر صداقت دریافت کرده است و روشن است که هر کس در روابط خویش با خدایش صادقانه عمل نماید و افتخار دریافت مدال صداقت را از سوی او داشته باشد، با دیگران نیز بر محور صداقت عمل می کند و می اندیشد و اقدام می کند.
چنین انسانی هم خود در زندگی سبکبار و سبکبال است و هم در روابط اجتماعی با عمل خود، دیگران را به صداقت و آرامش و سبکباری فرا می خواند.
به نام آفریدگار یکتا